.
..
...
....
.....
......
پشت سرم يه پنجرهء شكسته است، يه ديوار كه نصفش ريخته، يه تيكه ابر كه نباريده
روبروم يه جاده است، يه دريا، يه نور، يه كورسوي اميد
با دو تا پاي خسته
و يه راه طولاني
و ديگه هيچي
دارم ميرم سفر
يه سفر كوتاه
بر ميگردم
زود بر ميگردم
ولي
........
اگه بر نگشتم حلالم كنيد
همه تون رو دوست دارم.
......
.....
....
...
..
.
دوشنبه، بهمن ۲۰، ۱۳۸۲
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر